او پزشك رودلف دوم باواريايي امير انتخابكنندهٴ راين سفلا (وفات: 1353) بود و يك دستور تندرستي براي اينوكنتيوس ششم (پاپ 1353ـ1362) كه به نقرس مبتلا بود، نوشت. تاريخ تأليف آن بيستوچهارم فوريهٴ 1353 است.
تيلمان
كشيش و پزشك اسقفنشين كلن (برآمدنش سال 1362).
او در زيگبورگ (در نزديكي كلن، بر رود زيگ از ريزابههاي راين) زاده شد. او از مونپليه كاردانِ هنر و پزشكي شد و در كليساي يحياي تعميد دهنده در ويليش (نزديك بن) معاون اسقف بود، در سال 1362 به بن و در سال 1363 به استراسبورگ انتقال يافت.
اين امر كه او فارغالتحصيل طب بود و آمپولونيوس او را طبيب متبحر ميخواند، موجب شده يك نسخهٴ خطي (مجموعهٴ آمپلونيوس، ارفورت 193، برگهاي 91ـ 98)، تأليف شخص ناشناسي كه در سال 1362 زيگبورگ را به قصد استراسبورگ ترك گفته، از او دانسته شود.
اين نسخهٴ خطي عبارت است از: 1) چهارده مشاهدهٴ باليني كه غالباً در استراسبورگ صورت گرفته؛ 2) مجموعهاي از درمانهاي عاميانه براي انسان و حيوان. تمام متن به لاتيني است، ولي در بخش دوم اصطلاحات آلماني ديده ميشود.
موٴلف بخش اول بيشك پزشك بوده و مسلماً پزشكي باسواد؛ چون از فصول بقراط، كتاب الملكي عليبن عباس (دهم ـ2) ترجمهٴ قسطنطين افريقي (يازدهم ـ2)،
زادالمسافر ابنجزار (دهم ـ2) ترجمهٴ همو،
قانون ابنسينا (يازدهم ـ1)، و موندينو دي لوتزي (چهاردهم ـ1) نقلقول ميكند.
يوهان گلوگاوي
پزشك و روحاني سيلزيايي (وفات: 1377 يا پس از آن).
يوهان در حدود سالهاي 1300ـ1310 زاده شد. در سال 1354 كانُن گلوگاو بود (بررود اُدِر؛ دوكنشين سيلزيا)، در سال 1377 سرشماس، در سال 1379 ناظم صومعه بود؛ سپس، براي بهدست آوردن اسقفي برسلاو، كه از سال 1376 تا 1382 خالي بود، به مبارزه پرداخت.
در حدود سالهاي 1371ـ1373 رسالهاي در باب طاعون نوشت به نام علتها و نشانههاي طاعون و گزيدهاي از درمان آن، كه شبيه رسالهٴ معاصرش هاينريش ريبِنيچ است و برخي از همان گرايشهاي اخترگويي و كلامي را نشان ميدهد. ولي رسالهٴ يوهان حاوي بسياري توصيههاي عملي، بهويژه در مورد علتهاي بيماري و تغذيهٴ درست براي هر كس، از سالم و بيمار است.
رساله در پنج بخش است: 1) علم كواكب و آنچه زيانآور است، دربارهٴ علتهاي طاعون: